300 the movie (ادامه دارد)
متأسفم اما کنار همه نگرانی ها و گرفتاری هایی که داريد و داريم و این روزها کم هم نیست، فکر می کنم بايد کمی هم وقت بگذاريم برای اين فيلم
300.
مطمئناً اين را
خداداد بهتر می تواند توضيح دهد اما همینقدر بگویم که در رويکرد مدرن ديگر چيزی به اسم تاريخ وجود ندارد. اين برداشت های تاريخی هستند که مانند پازلی کنار هم قرار می گيرند تا ما شايد به درک بهتر و درست تری از آنچه اتفاق افتاده برسيم. غربی ها بارها و بارها برداشت های خود را در مديوم های مختلف اجرا کرده اند و به نوعی باور عمومی نسبت به وقايع تاريخی رسيده اند از طريق تصويری که خودشان شکل داده اند. اما ديده ام که بين خود غربی ها هم هستند کسانی که به شکل تثبيت شده اين وقايع در غرب به ديده ترديد می نگرند. ما تاکنون به دلايل بسيار هنوز نتوانسته ايم برداشت های خود را بشکلی آبرومند ثبت کنيم اما من با
عليرضا موافق نيستم که ما
نمی توانيم روايت خود را مثلا ً در مديوم سينما بسازيم. اگر بودجه و امکاناتی که صرف سريال هایی نظير مردان آنجلس و مريم مقدس و همه مزخرفاتی که فرج الله سلحشور و امثال او ساخته اند و خواهند ساخت، صرف اثری می شد که روايت ما را از تاريخ می گفت ما تاکنون جواب درخوری به فيلم هایی نظير همين 300 يا اسکندر داده بوديم. از لحاظ استاندارد هم که بخواهيم نگاه کنيم سربداران و امام علی هنوز هم با استانداردهای کنونی قابل تماشا هستند. پس نفرين به کسانی که بودجه و امکانات و شايستگی ها و شعور ملت من را صرف مردان آنجلس و مريم و ايوب و چه و چه می کنند که هيچ ربطی به فرهنگ و حتی مذهب ملت من ندارد و تازه همان را هم بد و بی جلوه می سازند.
حالا چه بکنيم؟ پيشنهاد پندار زيبا و خلاقانه و فرهنگی است. بخوانید. بعد کمک کنيد.
300 the movieLet's bomb 300!با سیصد چه کار کنیم؟ يونانیهای خوشتيپ، ايرانیهای وحشی!نامهای به مخالفین سیصدنامهای از یک بمب گذارپ.ن. نوشته
سلمان را خواندم. با مقدمه کاملا ً موافقم، با نتيجه نه. چطور؟
1. سلمان نوشته: بازی نژاد و تبار و تاريخ، مدتی است که در دنيا به پايان رسيده. درست نيست. بازی نژاد و تبار و تاريخ مدتی است در دنيا
به ظاهر به پايان رسيده. همه تعصبات و دگم انديشی ها خزيده زیر پوسته نازکی از مدنيت و اخلاق مدنی اما اين پوسته آنقدر نازک است که فی المثل با يک شاخ و شانه کشی سر يک مسابقه فوتبال دريده ميشود و چهره پلشت تعصبات خود را نشان می دهد. اينجا ما با تعصبات کاری نداريم. فقط با يک نماد فرهنگی نسبت به توهين و تحقير واکنش نشان می دهيم.
2.اگر خدادادها و پندارها می توانستند پيشتاز ساخت و پيشرفت باشند در آن مملکت، الان در همان مملکت بودند. چون نمی توانيم لوور و گوگنهايم بسازيم به معنی اين نيست که نمی توانيم و نبايد متمدنانه نسبت به تحقير واکنش نشان بدهيم.
3. با گذاشتن فيلم برای دانلود موافق نيستم. اين همان کاری است که اتفاقاً نبايد بکنيم. اين همان کاری است که چهره ما را لايق همين برداشت تاريخی نشان می دهد.
.