بین ما، طرفداران فروغ، نام ایرج گرگین همه این سالها
یادآور تنها مصاحبهای بود که از فروغ مانده بود. صدایی بود متین و آرام که درست
میپرسید و فضا میساخت تا فروغ عجول و شوخ، تند تند بلبلی کند و همه حرفهایش را
بزند. حرفهایی که ظاهراً همان سالها، هم کلی سر و صدا کرده بود، هم کلی قشقرق بپا.
شکی نیست نام بلند ایرج گرگین، بخصوص برای جماعت روزنامهنگار معنای دیگری دارد و
میراث عظیمش فراموش نخواهد شد اما برای دوستداران شعر و بخصوص شیفتهگان شعر فروغ
همان یک مصاحبه یکه بس که تا ابد ممنون ایرج گرگین باشند. یک مصاحبه دیگر هم از او
یادم مانده که اخیراً بود و به تلویزیون صدای آمریکا آمد. متین مانده بود و صداقت
بینظیری داشت. حتی وقتی از او در مورد شوهر خواهرش، خسرو گلسرخی پرسیدند، در مورد
مقام شاعری خسرو هیچ اغراقی نکرد و به عمل سیاسیاش هم که رسید چه صادقانه گفت که
خسرو در این اندازهها نبود و جان جوانش را سوق دادند آنگونه در دادگاه بگوید و
بشود آنچه همه میدانند، نباید میشد. ایرج گرگین به تمام معنی کلمه آقا بود و از
این دست نه فقط بین روزنامهنگاران، که در این روزگار بسیار کمیاب و بلکه نایاب است.
طی این همه سال عاشقانه کار کردن، کنار ایرج گرگین لابد بسیاری بودهاند که الان
افتخار یا ادعای شاگردی او را دارند. مثل همیشه، این امید به دل آدم میماند، حالا
که نیست، دستکم سایه او باشند.
.